عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

375

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

باز داشت . و اندر سنهء تسع [ 1 ] و ثمانين و ثلثمائه ايشان هر چهار تن را بكشتند . و امير رضى ابو القاسم نوح بيمار شد و در گذشت روز آدينه سيزدهم رجب سنه سبع و ثمانين و ثلثمائه . و اندر شعبان اين سال ابو الحسن ( على بن حسن ) بن بويه نيز بمرد . و امير سبكتگين ببلخ نالان شد ، قصد غزنين كرد . اندر راه بمرد . و اين واقعه در شعبان سنه سبع و ثمانين و ثلثمائه ( بود ) . چون امير رضى نوح بمرد . او را « رضى » لقب كردند . [ 2 ] ابو الحارث منصور بن نوح و امير رضى نوح بن منصور مر پسر خويش را كه منصور بود وليعهد كرده بود . چون نوح بمرد منصور بجاى او بنشست ، و هنوز بالغ [ 212 ] نشده بود ، و وزير او ابو المظفر محمد بن ابراهيم البرغشى [ 3 ] بود ، و ديگر كارها همه فايق هميراند . القادر باللّه ابو العباس بن اسحاق ابن المقتدر بخلافت بنشست ، [ 4 ] و عهد خراسان به ابو الحارث [ 5 ] فرستاد . و ابو منصور عبد اللّه بن محمد بن عزير ، [ 6 ] مر ابو منصور محمد بن الحسين بن مت را گفت : با من . . . . [ 7 ] تا

--> [ ( 1 - ) ] كذا در هر دو نسخه . در طبع ناظم و تهران آن را سبع طبع كرده‌اند ؟ [ ( 2 - ) ] در اين جا در هر دو نسخه كلمات ( فوت سبكتگين ) را در متن آورده‌اند ، و پيداست كه در متن نمىگنجد ، و كاتبان آن را از حاشيه به متن آورده‌اند ، بنابرين حذف شد . [ ( 3 - ) ] در نسائم الاسحار ( ص 39 ) البرغوشى است ، كه در عصر منصور بن امير رضى بسبب تغلب فائق از وزارت استعفا خواست . و چندى در جوزجان بود ، و بعد از آن سى سال در نيشاپور به مطالعه و تصنيف كتب پرداخت . اين كلمه در هر دو نسخه البرعسى است . و شايد منسوب به بر گوش باشد كه شهرى بود در نواحى شاش و تا شكند كنونى ( اصطخرى ) . [ ( 4 - ) ] جلوس او در رمضان 393 ه . و وفاتش ذى حجه 422 ه . است ( طبقات ناصرى 1 ر 124 ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : ابو الحرث . [ ( 6 - ) ] هر دو : عزيز ؟ [ ( 7 - ) ] اصل : بمالياى بدون نقاط ب : بحالياى ؟ نقطه ندارد . اصل اين كلمه معلوم نشد .